محمد تقي جعفري
37
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
اما خودت بگو چه كسى بيش از همه آنان را غرق در اين درياى جهل و نادانى نموده است ؟ چه كسى گله را متفرق ساخته و هر دستهاى از آن را در جاده هاى ناشناس گمراه نموده است ؟ اما اين گله بار ديگر جمع خواهد شد و اين بار به طور قطع تسليم خواهد گرديد و آن گاه ما به آنان يك سعادت ساده و ملايم ، يعنى سعادتى كه در خور افراد ضعيفى چون آنان باشد ارزانى خواهيم داشت . آه ما سرانجام آنان را متقاعد خواهيم كرد كه زياد به خود مغرور نباشند ، زيرا تو آنان را مغرور بار آوردهاى ما به آنان ثابت خواهيم كرد كه جز اشخاص ضعيف و كودكان قابل ترحم كسى نيستند ليكن سعادت كودكانه از هر سعادتى پايدارتر و لطيفتر است . آنان محجوب خواهند شد و دور ما با وحشت و اضطراب حلقه خواهند زد ، مانند جوجه هايى كه پيرامون مادرشان گرد مىآيند . آنان ما را بديده ى ستايش خواهند نگريست و از ما خواهند ترسيد و بقدرت و عقل ما كه موجب رام كردن اين گلهء بىشمار و خشمگين شده است ، مباهات خواهند ورزيد . در مقابل خشم ما بلرزه خواهند افتاد و عقلشان جنبهء ترسناكى خواهد يافت و چشمانشان با همان سهولت چشمان كودكان و زنان خواهد گريست . اما با يك نگاه ما همان چشمان گريان بخنده خواهد افتاد و شور و شادى كودكانه جانشين غم و تاثر خواهد شد . بديهى است ما آنان را مجبور به كار كردن خواهيم نمود ، ليكن ساعات بىكارى آنان را مانند اوقات تفريح كودكان توام با آواز و رقص كودكان خواهيم ساخت . به آنان اجازه ارتكاب گناه خواهيم داد ، زيرا همه ضعيف و بىاراده هستند و چون از گناهان آنان چشم پوشيديم همچون كودكان ما را دوست خواهند داشت .